تبلیغات
پایگاه یادمان شهید آویــنـی

پایگاه یادمان شهید آویــنـی
لبیك یا خامنه ای
قالب وبلاگ

آلبوم تصاویر




تصاویر با کیفیت شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny high quality images






تصاویر با کیفیت شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny high quality images


تصاویر با کیفیت شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny high quality images




طبقه بندی: گالری تصاویر،
[ یکشنبه 27 شهریور 1390 ] [ 08:57 ق.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]



کتاب حکومت فرزانگان 3 مقاله
  1 رأى اکثریت  
  2 آزادى عقیده  
  3 مساوات  

روایت محرّم  10 مقاله
  1 فصل اول: آغاز هجرت عظیم  
  2 فصل دوم: کوفه  
  3 فصل سوم : مناظره عقل و عشق  
  4 فصل چهارم: قافله عشق درسفرتاریخ  
  5 فصل پنجم: کربلا  
  6 فصل ششم: ناشئه الیل  
  7 فصل هفتم: فصل تمییز خبیث از طیب ( اتمام حجت)  
  8 فصل هشتم: غربال دهر  
  9 فصل نهم: سیاره رنج  
  10 فصل دهم: تماشاگه راز  

درباره امام خمینی(ره)  9 مقاله
  1 داغ بی تسلّی  
  2 دهه شصت و امام خمینی  
  3 امام (ره) و حیات باطنی انسان  
  4 فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت  
  5 هنر ، تاریخ و میثاق ولایت  
  6 انتظار  
  7 ای عزت ممثّل  
  8 آن سان که تو رفتی  
  9 فار التّنّور  

مبانی حکومت دینی  5 مقاله
  1 بنیان سفسطه بر باد است  
  2 گرداب شیطان  
  3 اسلامیت یا جمهوریت  
  4 پروسترویکای اسلامی وجود ندارد  
  5 وفاق اجتماعی  

آینده بشریت  7 مقاله
  1 آغازی بر یک پایان  
  2 آخرین دوران رنج  
  3 بشر در انتظار فردایی دیگر  
  4 دولت پایدار حق  
  5 ایمان منجی جهان فردا  
  6 نظم نوین جهانی و راه فطرت  
  7 تجدید و تجدد  

سیطره بر جهان  5 مقاله
  1 در برابر فرهنگ واحد جهانی  
  2 صلیبی از خون سرخ  
  3 ارتش متحد اسلامی  
  4 انفجار اطلاعات  
  5 تکنولوژی ارتباطات  

پیرامون روشنفکری  11 مقاله
  1 وقتی روشنفکران وارث انقلاب می شوند ...  
  2 یک هشدار  
  3 آفات غرض ورزی  
  4 حلزون های خانه به دوش  
  5 ژورنالیسم حرفه ای  
  6 کانون کدام نویسندگان؟  
  7 از مایکل جکسون تا شهرنوش پارسی پور  
  8 انقلاب اسلامی و اوتوپیای غرب زدگان  
  9 روشنفکران و معاصر بودن  
  10 تحلیل آسان  
  11 تجدد یا تحجر؟



طبقه بندی: مقالات،
[ یکشنبه 27 شهریور 1390 ] [ 08:53 ق.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]


1-خانم زهرا(س) گفت: با بچه من چه كار داری؟

من یكی وقتی سر چند شماره از مجله سوره نامه تندی به سید نوشتم كه یعنی من رفتم و راهی خانه شدم. حالم خیلی خراب بود. حسابی شاكی بودم.
پلك كه روی هم گذاشتم «بی بی فاطمه» (صلوات الله علیها) را به خواب دیدم و شروع كردم به عرض حال و نالیدن از مجله، كه «بی بی» فرمود با بچه‌ من چه كار داری؟ من باز از دست حوزه و سید نالیدم، باز «بی بی» فرمود: با بچه من چه كار داری؟ برای بار سوم كه این جمله را از زبان مبارك «بی بی» شنیدم، از خواب پریدم. وحشت سراپای وجودم را فرا گرفته بود و اصلا به خود نبودم تا اینكه نامه ای از سید دریافت كردم. سید نوشته بود: «یوسف جان ! دوستت دارم. هر جا می خواهی بروی، برو! هر كاری كه می خواهی بكنی، بكن! ولی بدان برای من پارتی بازی شده و اجدادم هوایم را دارند» دیگر طاقت نیاوردم و راه افتادم به سمت حوزه و عرض كردم سید پیش از رسیدن نامه ات خبر پارتی ات را داشتم و گفتم آنچه را آن شب در خواب دیده بودم.

راوی:یوسفعلی میرشكاك
2-داد زد:خدا لعنتت كند

احتمالاً زمستان سال 68 بود كه در تالار اندیشه فیلمی را نمایش دادند كه اجازه اكران از وزارت ارشاد نگرفته بود. سالن پر بود از هنرمندان، فیلمسازان، نویسندگان و ... در جایی از فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه، داشت به حضرت زهرا سلام الله علیها بی ادبی می‌شد. من این را فهمیدم. لابد دیگران هم همین طور، ولی همه لال شدیم و دم بر نیاوردیم. با جهان بینی روشنفكری خودمان قضیه را حل كردیم. طرف هنرمند بزرگی است و حتما منظوری دارد و انتقادی است بر فرهنگ مردم اما یك نفر نتوانست ساكت بنشیند و داد زد: خدا لعنتت كند! چرا داری توهین می‌كنی؟!
همه سرها به سویش برگشت در ردیف‌های وسط آقایی بود چهل و چند ساله با سیمایی بسیار جذاب و نورانی. كلاهی مشكی بر سرش بود و اوركتی سبز بر تنش. از بغل دستی‌ام (سعید رنجبر) پرسیدم: «آقا را می‌شناسی؟»
گفت: «سید مرتضی آوینی است.»
3-مفهوم زیبای آزادی

صدای گنجشكها فضای حیاط را پر كرده بود, بابای مدرسه جارو به دست از اتاقش بیرون آمد. مرتضی! مرتضی! حواست كجاست؟ زنگ کلاس خورده و مرتضی هراسان وارد كلاس شد. آقای مدیر نگاهی به تخته سیاه انداخت. روی آن با خطی زیبا نوشته شده بود: «خلیج عقبه از آن ملت عرب است.» ابروانش به هم گره خورد. هر كس آن را نوشته, زود بلند شود. مرتضی نگاهی به بچه‌های كلاس كرد. هنوز گنجشك‌ها در حیاط بودند. صدای قناری آقای مدیر هم به گوش می‌رسید. دوباره در رویا فرو رفت.
یكی از بچه‌ها برخاست: «آقا اجازه! این را «آوینی» نوشته.» فریاد مدیر «مرتضی» را به خود آورد:
«چرا وارد معقولات شده‌ای؟ بیا دم دفتر تا پرونده‌ات را بزنم زیر بغلت و بفرستمت خانه.»
معلم كلاس جلو آمد و آرام به مدیر چیزی گفت. چشمان مدیر به دانش‌آموزان دوخته شد. قلیان احساسات كودكانه‌ مرتضی گویای صداقت باطنی‌اش بود و مدیر ...
«سید مرتضی» آرام و بی‌صدا سرجایش بازگشت. اما هنوز صدای گنجشكان حیاط و قناری آقای مدیر به گوش می‌رسید. آزادی مفهوم زیبای ذهن كودك شد.


كتابچه دل سید پر بود‏،
آن را كه می‌گشودی، صدف عشق را می‌دیدی كه درونش مروارید محبت اباعبدالله (ع) و ایمان به خدا می‌درخشید. همه وجودش را به امام عشق بخشیده بود. خانه، ماشین و مال، چیزهایی بودند كه در مخیله‌اش نمی‌گنجید.
سرانجام دنیا را رها كرد و فریاد زنان با پای برهنه در برهوت كربلا دوید.
فقط برای سالار شهیدان خواند و نوشت. آسمانی بود‎، متواضع و بلندنظر،
در برنامه دانشجویی «رقص علم» به خواهش دانشجویی، از مولایش نوشت.
برق سكه‌ها چشمانش را خیره نكرده بود، این عشق بود كه قلبش را بی‌تاب ساخته و قلمش را لرزان.
اعتراض كردم، سید سالهاست كه می‌نویسی و می‌خوانی اما هنوز ...
كلامش سردی سخنم را قطع كرد : «اصلاً تعلقی غیر از این موضوعات ندارم...»

منبع : كتاب همسفر خورشید
راوی:آقای همایونفر



ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطرات،
[ شنبه 26 شهریور 1390 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]


 

آپارتمان شماره 13 «كمدی یا نئورئالیسم»

یدالله صمدی

عروس «نمونه ای از سینمای مطلوب»

بهروز افخمی

كلوز آپ

عباس کیارستمی

دندان مار

مسعود کیمیایی

دل نمك «قوز بالای قوز»

 امیر قویدل

ابلیس «تبلور آشفتگی»

احمدرضا درویش

ای ایران

ناصر تقوایی

عشق و مرگ «یك فیلمنامه مصور»

محمدرضا اعلامی

فرماندار «وقتی یك خشكه مقدس فرماندار می شود!»

مرتضی مسائلی

گروهبان «گروهبان خیالی»

مسعود کیمیایی

مهاجر «ای بلبل عشق،جز برای شقایق ها مخوان!»

ابراهیم حاتمی کیا

هامون «چرا جهان سومی ها هامون می سازند؟»

داریوش مهرجویی

در كوچه های عشق « در كوچه های هوس بازی كودكانه»

خسرو سینایی

مادر «دلبستگی به عهد قاجار»

علی حاتمی

مشق شب

عباس کیارستمی

نوبت عاشقی وشبهای زاینده رود«وقتی بادكنك می تركد...»

محسن مخلباف

وصل نیکان «فیلم سازی درگیر و دار تجربه درونی»

ابراهیم حاتمی کیا

شنا در زمستان

محمد کاسبی

تعقیب سایه ها

علی شاه حاتمی

بچه های طلاق

تهمینه میلانی

ریحانه «جسارتی ستودنی»

علیرضا رئیسیان

از كرخه تا راین

ابراهیم حاتمی کیا

قصه های مجید «دوستت دارم، ایران!»

پور احمد

هور در آتش

عزیز الله حمید نژاد

افق

رسول ملا قلی پور

پنجاه و سه نفر

یوسف سیدمهدوی



طبقه بندی: نقد فیلم،
[ شنبه 26 شهریور 1390 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]
[ شنبه 26 شهریور 1390 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]

کلیپ های دفاع مقدس


مستندهای ساخته شده توسط شهید مرتضی آوینی

 
مستند هیچکاک2
«در 5 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4 قسمت 5
حجم:

6 MB

8 MB

8 MB

8 MB

7 MB

مستند هیچکاک
«در 5 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4 قسمت 5
حجم:

8 MB

8 MB

9 MB

9 MB

9 MB

هفت قصه از بلوچستان
«در 5 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4 قسمت 5
حجم:

11 MB

11 MB

11 MB

11 MB

11 MB


انگیزه های الهی
«در 4 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4
حجم:

10 MB

11 MB

8 MB

12 MB


انصار المهدی
«در 4 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4
حجم: 11 MB 13 MB 15 MB 12 MB

با گردان خیبر
«در 4 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4
حجم: 13 MB 12 MB 13 MB 14 MB

بشاگرد
«در 4 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4
حجم: 9 MB 8 MB 8 MB 7 MB

به سوی معشوق
«در 8 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4 قسمت 5 قسمت 6 قسمت 7 قسمت 8
حجم: 10 MB 6 MB 6 MB 6 MB 6 MB 7 MB 6 MB 6 MB

بوی نان روستا
دانلود: دانلود
  یک قسمت
حجم:

8 MB


تلاش رزمندگان مهندسی رزمی برای ساختن جاده و پل تدارکاتی در عملیت والفجر 10
«در 3 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3
حجم: 12 MB 13 MB 13 MB

در راه بازگشت
«در 4 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4
حجم: 12 MB 12 MB 12 MB 12 MB

دیدار
«در 3 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3
حجم: 10 MB 10 MB

11 MB


حلبچه در آتش
«در 3 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3
حجم: 12 MB 11 MB 14 MB

حنا بندان
«در 4 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4
حجم: 6 MB 7 MB 7 MB 5 MB

کهف گمنامی
«در 2 قسمت»
دانلود: دانلود دانلود
  قسمت 1 قسمت 2
حجم: 10 MB 10 MB

برای دانلود کردن کلیپ های فوق، روی آیکون کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.




طبقه بندی: نماهنگ،
[ یکشنبه 20 شهریور 1390 ] [ 06:05 ب.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]
 
مجموعه ی اول روایت فتح

1

روایت فتح 1

برای دانلود فیلم ها کلیک کنید

مجموعه‌ی اول روایت فتح یازده برنامه درباره‌ی عملیات بزرگ والفجر هشت است. عملیات والفجر هشت غروب روز بیستم بهمن‌ سال 1364 از ساحل شرقی اروندرود شروع شد. غواصان خط‌شكن شركت‌كننده در این عملیات با وجود سرمای سخت آب و هوای زمستانی بهمن‌ماه، با تجهیزاتی كاملاً ابتدایی از رودخانه‌ی خروشان اروند گذشتند و خط دفاعی دشمن را در آن طرف رودخانه شكستند. سرانجام این عملیات با تصرف شهر فاو عراق در آن طرف رودخانه پایان یافت.


مجموعه ی دوم روایت فتح

2

روایت فتح 2

برای دانلود فیلم ها کلیک کنید

بعد از عملیات والفجر هشت، ارتش عراق برای پس گرفتن شهر فاو فشار زیادی به نظامیان ایران وارد كرد كه به جایی نرسید. این شد كه به شهر مهران در غرب كشور حمله كرد و آن را گرفت. شرط صدام برای آزادی مهران، عقب‌نشینی ایران از فاو بود. اما روش ایران برای آزادی مهران طور دیگری بود.
مهران، با انجام عملیات كربلای یك در تابستان سال ۱۳۶۵ آزاد شد. برنامه‌های مجموعه‌ی دوم روایت فتح به این عملیات اختصاص دارد.


مجموعه ی سوم روایت فتح

3

روایت فتح 3

برای دانلود فیلم ها کلیک کنید

مجموعه‌ی سوم روایت فتح درباره‌ی عملیات كربلای پنج است كه در زمستان سال ۱۳۶۵ در شلمچه روی داد. در این عملیات سه تن از عوامل فیلمسازی گروه روایت فتح به فاصله‌ی یك روز از هم شهید شدند: رضا مرادی‌نسب، ابوالقاسم بوذری و حسن هادی. به همین دلیل سه برنامه از پانزده برنامه‌ی این مجموعه به این سه شهید اختصاص یافته است.


مجموعه ی چهارم روایت فتح

4

روایت فتح 4

برای دانلود فیلم ها کلیک کنید

وجه مشترك برنامه‌های مجموعه‌ی چهارم روایت فتح اتفاقاتی است كه در سال ۱۳۶۶ علاوه بر جبهه‌ی نظامی در عرصه‌ی سیاسی و فرهنگی بر ایران گذشت: انتقال عملیات سراسری ایران از جنوب به غرب، هجوم تبلیغی دشمن برای ناامید كردن مردم از ادامه‌ی جنگ و خالی كردن جبهه‌ها، و شروع دخالت مستقیم آمریكا در جنگ. جایی كه رژیم سعودی هم با كشتار حجاج ایرانی خانه‌ی خدا در ایام حج، به فشارهای طاقت‌شكنی كه علیه ایران وارد می‌كردند افزود.


مجموعه ی پنجم روایت فتح

5

روایت فتح 5

برای دانلود فیلم ها کلیک کنید

در فاصله‌ی اسفندماه سال 1366 تا پایان جنگ، ایران چند عملیات مهم در غرب كشور انجام داد كه به تصرف چند شهر كردنشین و مرزی عراق از جمله حلبچه منجر شد. مردم این شهرها از رزمندگان ایرانی استقبال كردند: چیزی كه اسباب خشم رژیم بعث عراق شد. اواخر اسفند سال 1366 نیروی هوایی ارتش عراق شهر حلبچه را بمباران شیمیایی كرد و پنج‌هزار نفر از ساكنان بومی این شهر عراق را بی‌رحمانه كشت.
مجموعه‌ی پنجم روایت فتح ضمن داشتن نگاهی دوباره به عملیات پیشین رزمندگان ایرانی نظیر كربلای ده و چند عملیات محدود دیگر در غرب، حوادث این مقطع از جنگ را تا پایان آن مرور می‌كند: چهار قسمت برنامه‌ی مربوط به عملیات مرصاد با عنوان «درخششی دیگر» كه تصویرگر دفع حمله‌ی گروهك مطرود منافقین است و طی ساخت آن یكی از اعضای گروه روایت فتح به نام «حسین شریعتی» به شهادت رسید از برنامه‌های دیدنی این مجموعه است.
دو مجموعه‌ی «شهری در آسمان» و «با من سخن بگو دوكوهه» هم برنامه‌هایی است كه شهید آوینی پس از پایان جنگ ساخت و در نوع خود تجربه‌ای بدیع و فراموش‌نشدنی است.




طبقه بندی: نماهنگ،
[ یکشنبه 20 شهریور 1390 ] [ 06:01 ب.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]

http://www.aviny.ir/gallery/albums/userpics/10001/normal_aviny_(28).jpg


خانم امینی! در ابتدای گفت‌وگو از خودتان بگویید.

مریم امینی هستم. متولد سال 1336. تحصیلاتم لیسانس ریاضی و علوم کامپیوتر.
آشناییتان با آقامرتضی چگونه بود؟
 قبل از ازدواج، آشنایی چند ساله با هم داشتیم. من ایشان را می‌شناختم. از سن پانزده سالگی تا نوزده بیست سالگی که این آشنایی به ازدواج رسید.

خانواده‌ها با این ازدواج موافق بودند؟
 خانواده‌ی من مخالف بودند، ولی برای من مشخص بود که این زندگی مشترک باید شروع شود. صورت دیگری برای ادامه‌ی زندگی نمی‌توانستم تصور کنم.

چرا؟
 به خاطر این که از همان ابتدا مرتضی برای من حالت مراد بودن را داشت. رد و بدل کردن کتاب‌های خوب؛ شرکت در سخن‌رانی‌ها و کنسرت‌های موسیقی دانشکده‌ی هنرهای زیبا که ایشان آن جا درس می‌خواندند؛ در واقع ایشان راهنمای کاملی برای من بودند.

این موقعیت، یعنی مراد بودن، تا کدام مرحله از زندگی ادامه داشت؟
 برای همیشه حفظ شد. این رابطه، شیرازه‌ی اصلی زندگی ما بود. البته گاهی چهر‌ه‌ی این موقعیت به خاطر تحولات فکری تغییر می کرد. گرایش‌های ایشان بعد از انقلاب کاملا تغییر کرد. به تبع ایشان، این تغییر در من هم اتفاق افتاد، ولی نسبت برقرار بین من و ایشان همواره ادامه پیدا کرد تا شهادتشان. تا بعد از آن بود که فرصتی پیدا کردم تا برگردم و به نسبت جدید نگاه کنم و ببینم درباره‌ی امروز چه می‌شود گفت.

خانم امینی! برای شروع زندگی مشترکتان چه کردید؟
 خانه‌ی کوچکی در خیابان شریعتی، خیابان آمل اجاره کردیم. حدود یک سال آن جا مستاجر بودیم. اولین فرزندمان در همین خانه به دنیا آمد. چند سال بعد، چون توان پرداخت اجاره را نداشتیم، به منزل پدری آقامرتضی در خیابان مطهری نقل مکان کردیم. سال 1358 بود. سه سال هم در همین خانه ماندیم. بعد یک آپارتمان هفتاد و پنج متری در قلهک خریدیم و کلی هم قرض بالا آوردیم. حالا صاحب سه فرزند شده بودیم. جایمان کوچک و تنگ بود. آقامرتضی می‌خواست نزدیک پدر و مادرشان باشند و به آنان کمک کنند. به همین خاطر آپارتمان را فروختیم و دوباره به خانه‌ی پدری آقامرتضی برگشتیم و طبقه‌ی اول این خانه را که دو دانگ آن می‌شد. خریدیم و ساکن شدیم که تا زمان شهادت آقامرتضی آن جا بودیم.

از احساس آقامرتضی بگویید؛ وقتی بچه‌ی اولتان به دنیا آمد.
 برخوردش خیلی روحانی بود. من ندیدم، ولی مادرشان برایم گفتند مرتضی توی اتاق تو، سجده‌ی شکر به جای آورد و پشت یک قرآن تاریخ تولد و نام بچه را یادداشت کرد. مرتضی خیلی به من و بچه‌ها علاقه‌مند بودند. به خصوص یکی دو سال آخر این علاقه را خیلی ابراز می‌کردند و به زبان می‌آوردند. این‌ها همه نتیجه‌ی تفکراتی بود که داشتند. روششان تغییر می‌کرد. هرچه به زمان شهادت نزدیک می‌شدیم، بدون هیچ اغراقی احساس می‌کردم داریم به سال‌های اول زندگی برمی‌گردیم. منتهی در این ابراز علاقه‌های آقامرتضی مرتبا یک حالت ذکر و شکری وجود داشت. بیان ایشان از لطفی که خدا دارد جدا نبود، ولی بچه‌های روایت فتح می‌گفتند در لحظه‌های آخر هم ابراز علاقه می‌کردند.



ادامه مطلب

طبقه بندی: به روایت . . .،
[ یکشنبه 20 شهریور 1390 ] [ 05:56 ب.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]

AVINI___13


انفجار اطلاعات! نمی‌دانم چرا من از این تعبیر آنچنان که باید نمی‌ترسم و حتی چه بسا مثل کسی که دیگر صبرش تمام شده است از فکر اینکه جهان به سرنوشت محتوم این عصر نزدیک‌تر می‌شود خوشحال می‌شوم. نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه‌های کوه آتشفشان بنا کنید» و من همه‌ی کسانی را که در جست‌و‌جوی حقیقتند مخاطب این سخن می‌یابم»


هفده سال پیش مدتی پیش از آنکه در منطقه ای بیابانی و در میان تپه های رملی فکه مین والمری برای همیشه قلم سید مرتضی آوینی را از حرکت بیندازد؛ وی یادداشتی نسبتا کوتاه نوشت؛ این مقاله بارها در نشریات مختلف منتشر شد و حتی از روی آن و با صدای یک گوینده کلیپی تولید شد اما هرگز جزئیات آن مورد مداقه قرار نگرفت.
مرتضی آوینی در مواجهه با پدیده ماهواره که آن روزها یعنی در سال های ابتدایی دهه هفتاد ظهورش و آمدنش به ایران و تحت تاثیر قرار دادن فضای فرهنگی کشور توسط آن بسیار مورد بحث و نگرانی بود؛ ماهواره را بخشی از واقعه ای می داند که غرب از آن با اصطلاح "انفجار اطلاعات" نام می برد و "انفجار اطلاعات" زمینه ساز شکل گیری دهکده جهانی است.


جالب اینجاست که آوینی در این مقاله از ماهواره تنها به عنوان مثالی برای انفجار اطلاعات یاد می کنند و این یعنی این پدیده می تواند ابعاد و مصادیق دیگری نیز داشته باشد. به نظر می آید که نویسنده مقاله انفجار اطلاعات آینده دورتری را نیز در نظر داشته است که مصادیق دیگری از انفجار اطلاعات و نشانه های تحقق دهکده جهانی بروز خواهد کرد.
شاید اگر مرتضی آوینی امروز و در پایان دهه هشتاد هنوز در کالبد خاکی خود بود همین مقاله را شاید با اندکی تغییر برای آنهایی که مبهوت و در مواردی مرعوب مصادیق دیگر انفجار اطلاعات چون اینترنت و مثال های ریز تر آن همچون توئیتر و فیس بوک شده اند تکرار می کرد.


آوینی بارها و بارها در مقاله اش تکرار می کند که از این خبر که ماهواره و دیگر مصادیق این انفجار ظهور و بروز پیدا کرده اند نمی ترسد و اینکه باید به نصیحت نیچه گوش فرا داد و خانه ها را به دامنه آتشفشان منتقل کرد و این بار نیز احتمالا همین دیدگاه را برای چندمین بار به متفکرینی که امروز جامعه خود را در چنبره اینترنت و ابزارهایی چون فیس بوک و مانند آنها اسیر می بینند پیشنهاد می کرد.


 


ادامه مطلب

طبقه بندی: آوینی و بیداری . . .،
[ شنبه 19 شهریور 1390 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]
[ جمعه 18 شهریور 1390 ] [ 02:44 ب.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]
 شهید سید مرتضی آوینی
زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

 


مختصری از شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی


شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود. ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر. قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساختم. اگر چه با سینما آشنایی داشته‌ام. سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر  براین تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست. همه‌ی هنرها این چنین هستند. کسی هم که فیلم می‌سازد، اثر تراوشات درونی خود اوست. اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود. حقیر چنین ادعایی ندارم ولی سعیم براین بوده است."



دریافت مسند زندگینامه شهیدآوینی


http://www.askquran.ir/gallery/images/310/1_aviny3.jpg

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح، سفر به مناطق جنگی را از سرگرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند و مقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. "شهری در آسمان" که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و بازپس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد. اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.






ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگینامه،
[ جمعه 18 شهریور 1390 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ حسین باقری ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ تلاش دارد تا برای یادمان شهید اهل قلم سیدمرتضی آوینی تمامی نیروی خود را صرف نماید از دوستانی هم كه آثاری از این شهید دارند تقاضا میشود ما ذا یاذی نمایند.

برای ارتباط با ما با ایمیل زیر ارتباط برقرار كنید:



kafolabbas70@yahoo.com
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :